محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

8

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

بنى اميه نتوانست مدت درازى در ميدان مبارزه باقى بماند ، زيرا آنان را جز همان عوامل معنوى كه سبب شده بود بعضى طوايف زير علم ايشان گردآيند ، قدرت مادى قابل توجه و مؤثرى نبود ؛ از اين‌رو در مدت چند سال ( از 399 تا 407 ه ) محمد بن هشام المهدى ، سپس سليمان المستعين ، بعد هشام المؤيد و بار دوم سليمان به خلافت نشستند ، تا آنگاه بنى حمود كه از بربرها بودند توانستند خلافت را از آنها بستانند و براى مدتى كوتاه حكومت قرطبه را زير سلطهء خود درآورند . سپس حوادث بسرعت دگرگون شد و بنى اميه بازگشتند و بار ديگر از آن خاندان المرتضى ، سپس المستظهر و آنگاه المستكفى باللّه و هشام المعتد باللّه كه آخرين ايشان بود ، خلافت كردند ( 414 - 422 ه ) . با خلع هشام المعتد در اواخر سال 422 ه / 1031 م ، خلافت اموى به كلى برافتاد . مدت خلافت اين خاندان از آغاز قيام عبد الرحمان الداخل در سال 138 ه / 756 م دويست و هشتاد و چهار سال بود . با سقوط بنى اميه گروه نخستين از صحنهء سياست ناپديد شد . از آغاز هم معلوم بود كه اين گروه نمىتواند نيرويى درخور اعتنا باشد ؛ زيرا بنى اميه براى اعمال نفوذ از اعتبارات و نام و آوازهء پيشينيان خود استفاده مىكردند و پيروزىشان در آن چند سال پرتشويش ، وابسته به دو نيروى ديگر بود : يكى عصبيت عربى ، و ديگرى بربرها كه چون با هم يكدل نبودند همواره رودرروى يكديگر مىايستادند . بربرها به زعامت بنى حمود توانستند قريب سى چهل سال بر مثلث جنوبى در شبه جزيرهء اندلس سيطره يابند و در آنجا حكومت و خلافت برپا دارند ؛ زمانى نيز بر قرطبه و اشبيليه و سپس بر مالقه و جزيره دست يازند . و امارت باديس بن حبوس صنهاجى در غرناطه جناح شمال غربى اين خلافت بربرى را زير چتر حمايت خود داشت . چون دولت بنى حمود در سال 449 ه / 1057 م پايان گرفت در اثناى اين احوال و بعد از شكست نبرد قرطبه بربرها استيلاى خود را در بيشتر شهرهاى جنوبى رود وادى الكبير و امتداد آن تا رود شنيل ( ياژنيل ) بسط دادند و شهرهايى چون قرمونه و استجه و مورور و اركش و رنده و مالقه را به زير فرمان خويش درآوردند و در همين هنگام در بعضى مناطق شرقى و شمال غربى - بدان‌گونه كه شرح خواهيم داد - بسط نفوذ كردند . كشمكش و مبارزه ميان اين نيروهاى متخاصم ، بعد از آنكه بربرها بر آن